مولکول اسلامی المپیک المپیک کمیته ملی المپیک

مولکول: اسلامی المپیک المپیک کمیته ملی المپیک شاهرخ شهنازی بازی های کشورهای اسلامی مه لقا جام بزرگ

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی شبانه من را از کشور بیرون کردند / احمدی‌نژاد هرچه به دهانش می‌آمد می‌گفت ، هوشنگ امیراحمدی

هوشنگ امیراحمدی در گفتگویی با هفته نامه مثلث گفت: روشنفکران اصلاح طلب ایده های مرا می دزدیدند و به نام خود نشر می دادند گفت: هیچ کسی مانند ناطق نوری من را تحوی

شبانه من را از کشور بیرون کردند / احمدی‌نژاد هرچه به دهانش می‌آمد می‌گفت ، هوشنگ امیراحمدی

هوشنگ امیراحمدی: شبانه من را از کشور بیرون کردند /احمدی نژاد هرچه به دهانش می آمد می گفت

عبارات مهم : ایران

هوشنگ امیراحمدی در گفتگویی با هفته نامه مثلث گفت: روشنفکران اصلاح طلب ایده های مرا می دزدیدند و به نام خود نشر می دادند گفت: هیچ کسی مانند ناطق نوری من را تحویل نگرفت.

شبانه من را از کشور بیرون کردند / احمدی‌نژاد هرچه به دهانش می‌آمد می‌گفت ، هوشنگ امیراحمدی

برخی نام ها نیازی به معرفی خاصی ندارند. هوشنگ امیر احمدی هم دقیقا یکی از همین افراد هست. او قدیمی ترین ایرانی است که در خصوص رابطه کشور عزیزمان ایران و آمریکا کار کرده و بیش از 20 عنوان کتاب به زبان فارسی و انگلیسی از او انتشار یافته است.او در این گفت وگو می گوید در دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران ایده جامعه مدنی را جهت امثال حجاریان ارائه داده ولی در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 از ناطق حمایت کرده است.

از دلخوری اصلاح طلبان از خودش صحبت کرد و توضیح داد کمترین ارتباط را با دولت احمدی نژاد داشته هست. بخش هایی از این گفتگو را در ادامه بخوانید؛

هوشنگ امیراحمدی در گفتگویی با هفته نامه مثلث گفت: روشنفکران اصلاح طلب ایده های مرا می دزدیدند و به نام خود نشر می دادند گفت: هیچ کسی مانند ناطق نوری من را تحوی

شما قبل از انقلاب از کشور خارج می شوید، چطور و آیا به کشور برگشتید؟

من چهارسال قبل از انقلاب به علت اینکه نمی خواستم عضو حزب رستاخیز شوم از کشور خارج شدم و بعد از اینکه انقلاب پیروز شد به کشور عزیزمان ایران برگشتم و به مدت یک ماه و نیم در کشور عزیزمان ایران حضور داشتم. در سال 1365 از طرف دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران دعوتی از من صورت گرفت. آن سال ها آقای مهدی چمران (رئیس سابق شورای شهر تهران) مدیر دانشکده معماری و هنرهای زیبای دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران بود و ایشان کنفرانسی بین المللی در خصوص بازسازی مناطق آسیب دیده کشور عزیزمان ایران در جنگ شکل داده بود حدود 60 نفر از خارج از کشور جهت این کنفرانس دعوت شده است بودند و من تنها ایرانی بودم که از خارج از کشور دعوت شده است بودم. این شروع حضور من در کشور عزیزمان ایران است و علی رغم آن چیزی که گفته می شود این آقای احمدی نژاد بود که من را به کشور عزیزمان ایران دعوت کرد، این آقای چمران است که پای من را به کشور عزیزمان ایران باز کرد و اگر کسی قرار است هزینه ای بپردازد ایشان است (باخنده).

هربار که به کشور عزیزمان ایران می آمدم به همراه آقای چمران به جبهه های جنگ می رفتیم. کار من فقط مطالعه جهت بازسازی خرابی های ناشی از جنگ بود و به صورت مفصل این مطالعات در آن سه سال صورت گرفت.

شبانه من را از کشور بیرون کردند / احمدی‌نژاد هرچه به دهانش می‌آمد می‌گفت ، هوشنگ امیراحمدی

چطور شد شما به سمت سیاست رفتید؟

در همان بحبوحه رفت و آمدهای من به ایران، مقاله ای با عنوان «قدرت و زور در روابط بین الملل» نوشتم و در آن توضیح دادم که زور در دنیای تازه کاربرد مفیدی ندارد. کاربرد دارد، این مقاله نمی دانم به وسیله چه کسی و به چه شکلی به آقای هاشمی رفسنجانی رسیده بود. در ماه می 1988 (اردیبهشت/خرداد 67) از طرف وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات بین المللی که در نیاوران هست، دعوت نامه ای جهت من ارسال شد که در خصوص همان مقاله که نوشته بودم در کشور عزیزمان ایران صحبت داشته باشم. من هم قبول کردم. صحبت به پرسش و پاسخ رسید، یک آقایی بلند شد و گفت که این نوکر آمریکا را آورده اند که جنگ را تمام کند (با خنده) و بعد ادامه داد که ما نه تنها جنگ را ادامه می دهیم، بلکه وظیفه آدم های مثل ایشان را هم روشن می کنیم (با خنده) بعد از این هم جو سالن متشنج شد و به رغم اینکه قرار بود من چند روزی در کشور بمانم و به شمال سر بزنم شبانه من را از کشور بیرون کردند. (با خنده) و گفتند که مورد نیاز نیست زیاد از این بمانید شما کار خودتان را انجام داده اید و بمب را انداختید.

در جایی اشاره کرده اید که چون هاشمی به دنبال آخر جنگ بود، این کنفرانس را جهت تئوریزه کردن صلح برگزار کرد؟

هوشنگ امیراحمدی در گفتگویی با هفته نامه مثلث گفت: روشنفکران اصلاح طلب ایده های مرا می دزدیدند و به نام خود نشر می دادند گفت: هیچ کسی مانند ناطق نوری من را تحوی

من اعتقاد داشتم که آقای هاشمی می خواهد کار را تمام کند و حقیقت اش را بخواهید فکر می کنم که تصمیم هم گرفته شده است بود آتش بس و قطعنامه پذیرفته شود و مانده بودند که چطور آن را توجیه کنند. در واقع داستان «زور کاربرد ندارد» در آن سال ها همانند «نرمش قهرمانانه» هسته ای شد. به نحوی باید این مباحث تبیین شوند. گاهی بعضی مباحث از خود کشور بزرگتر می شوند. جنگ از انقلاب و از کشور بزرگتر شده است بود.

چرا شما در طول دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی در کشور عزیزمان ایران حضور نداشتید؟

بعد از اینکه آقای خاتمی مدیر جمهور شد، سال اول آمدم ولی بعد تا اتمام دولت ایشان به کشور عزیزمان ایران نیامدم. آیا که چوب دو سر طلا شده است بودم. درست است که من بحث جامعه مدنی را نوشتم ولی در انتخابات ریاست جمهوری از آقای «ناطق» حمایت کردم. بنابراین حامیان آقای خاتمی گیج شده است بودند که چطور من بحث جامعه مدنی را مطرح کرده ام و به جای خاتمی که مدیر جمهور جامعه مدنی است از ناطق حمایت می کنم. بحث من با اینها این بود که جامعه مدنی نباید سیاسی شود و آقای خاتمی و اصلاح طلب ها – البته ما در آن وقت اصلاح طلب نداشتیم – اشتباه کردند آن را طرح کردند. یک عده روشنفکر که دور آقای خاتمی بودند ایده های من و امثال من را می دزدیدند و به نام خودشان منتشر می کردند.

شبانه من را از کشور بیرون کردند / احمدی‌نژاد هرچه به دهانش می‌آمد می‌گفت ، هوشنگ امیراحمدی

شما با نخبگان اصلاح طلب در ارتباط بودید؟

من آن موقع با مردها حجاریان، عبدی و علوی تبار در رفت و آمد بودم.

آیا در جلسه ای مبحث جامعه مدنی را جهت نیروهای فکری اصلاح طلب ارائه دادید؟

بله، یک جلسه ای در دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران این اتفاق افتاد. یادم است که آقای حجاریان در آن جلسه حضور داشت. البته من با آقای حجاریان چند دفعه ای هم در دفترش ملاقات داشتم و یک دفعه هم نبود. چند بار در این باره صحبت کردم. هم در خصوص جامعه مدنی و هم در مورد توسعه که این بحث هم به جامعه مدنی برمی گشت. بحث من در مورد جامعه مدنی زیاد دانشگاهی و آکادمیک بود، ولی آنها آن را برداشتند و به عنوان یک حزب و جریان سیاسی از آن استفاده کردند.

اختلاف نظر شما با اطرافیان آقای خاتمی کی شروع شد؟

فرزند های اطراف آقای خاتمی مثل «امین زاده» و «تاج زاده» خیلی از من دلخور بودند که آیا من از آقای ناطق حمایت کرده ام. جواب من به اینها این بود که شما خیلی جوان و فرزند هستید و مملکت دار نیستید و شما را چه به مملکت داری! دوم اینکه بحث جامعه مدنی خام است و شما چهار سال کنار بمانید و بعد از کسب تجربه بیایید. اعتقاد من این بود که آقای خاتمی باید دور بعدش مدیر جمهور می شدند و ایشان چهار سال سریعتر مدیر جمهور شد و در همین چهارسال هم اصلاحات و جامعه مدنی را نابود کرد.

در دوران آقای خاتمی که به کشور عزیزمان ایران نیامدید، آیا ارتباط شما هم قطع شد؟

نه، هیچ وقت ارتباط من قطع نشد، من با آقای خرازی دوست بودم.

منظورم این است که دیدار یا مشورتی که قبلا می دادید قطع شد؟

نه، من مرتبا آقای خاتمی را در آمریکا می دیدم. آقای خرازی هرگاه آمریکا می آمد، حتما دوساعتی در آخر شب با هم صحبت می کردیم. من رابطه ام با اینها قطع نشد، آمدنم به کشور عزیزمان ایران قطع شد.

به هر حال من هفت سال به کشور عزیزمان ایران نیامدم، با وجود اینکه دوست داشتم بیایم. بعد هم احمدی نژاد آمد و جوانمردی کرد و از من دعوت کرد که برگردم و برگشتم.

شما چقدر محتمل می دانید ناطق نوری به فضای سیاسی کشور برگردند؟

اول این را بگویم که آقای ناطق خودش را خوب حفظ کرده هست، تا جایی که اصلاح طلبان که در سال 76 دشمن او بودند و از ناطق یک غول سیاه ساخته بودند، الان منت ایشان را می کشند که مدیر جمهور آنها بشود. اینکه دلم از اصلاح طلب ها پر است بی علت نیست، اینها آدم هایی هستند که هر لحظه 180 درجه می چرخند.

آقای ناطق خودش را خوب حفظ کرده و من هم ایشان را خیلی دوست دارم و از لحاظ فکری هم جوانمرد است و اگر آدم معتدلی هم وجود داشته باشد ایشان است نه آقای روحانی. به نظرم این ناطق است که خط اعتدال دارد. البته جهت ایشان مسئله است که وسط را نگه دارد آیا که جامعه خیلی قطبی شده است و هر روز هم در حال قطبی شدن هست، افرادی همانند احمدی نژاد هم علنا می روند و بست می نشینند و می گویند ما قبول نداریم. جامعه به سمت شکاف زیاد بین این نیروها حرکت می کند.

آقای ناطق ممکن است بتواند این شکاف را پر کند ولی به نظر من بسیار مسئله خواهد بود. ولی به نظرم اگر ایشان خودشان را جهت انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا کنند شانس خوبی جهت برد دارد. از طرفی ناطق هم خودش است و نمی خواهد جای هاشمی را پر کند و خودش را هم کمتر از هاشمی نمی دانسته هست. می خواهد ناطق، ناطق باشد نه اینکه هاشمی باشد. به هر حال هاشمی پدیده ای بود و تمام شد و هیچ کس نمی تواند جای هاشمی را پر کند و این حرف درستی نیست که بگوییم کسی می خواهد جای هاشمی را پر کند.

اخیرا در محافل اصلاح طلب شنیده می شود که آنها به دنبال کاندیداتوری آقای ناطق جهت ریاست جمهوری هستند. میل به این جریان به ناطق را چطور تحلیل می کنید؟

اصلاح طلبان نیرویی وقت طلب، بی کله و سبک مغز هستند. ببینید اینها چه کاری با هاشمی کردند ولی بعد رفیق او شدند. سال هاست که به دنبال ناطق هستند. اینها متوجه شده است اند که خریدار ندارند و کم کم دست آنها رو شده است است و اعتقاد دارم در آینده ای نزدیک تمام خواهند شد، مگر اینکه پشت ناطق یا فرد دیگری پنهان شده است و وارد میدان شوند.

یک چیزی را یادتان باشد که اصلاح طلبان هرگز نتوانسته اند بدون یک صورت روحانی زنده بمانند، اینها زندگی ارزش روحانیت است و اصلا نتوانسته اند خودشان را از این ناف که روحانیت است جدا کنند.

چرا برداشت شما این است که احمدی نژاد می خواهد مستقل از نهاد روحانیت باشد؟

عرض کردم این در جنبش های اسلامی از دهه های قبل وجود داشته که یک عده و گروهی اعتقاد بوده اند که جهت ساخت یک جامعه مترقی باید از نهاد روحانیت جدا بود نه اینکه مخالف آن بود.

شما گفتید که در دوره آقای خاتمی و بنا به گفته خودشان به کشور عزیزمان ایران سفر نکردید و این احمدی نژاد بود که از شما دعوت کرد که مجددا به کشور عزیزمان ایران برگردید. این دعوت به چه صورت بود؟

خودم در دوره انتخابات ریاست جمهوری سال 84 دو ماه کاندیدا بودم و اسمم این طرف و آن طرف بود. ایشان در همان سال هاله نور به آمریکا آمد و در این سفرها یک گروه کوچک از ماها با مدیر جمهور دیدار می کنیم. در آن جلسه ما سر یک میز بزرگ بیضی شکل نشسته بودیم و هر یک خودمان را معرفی کردیم. نوبت به من رسید گفتم که من دکتر هوشنگ امیر احمدی هستم . ایشان هم گفت من شما را می شناسم.

شما در انتخابات کاندیدا بودید. منم گفتم بله ولی صلاحیتم تائید نشد، که اگر می شد الان من جای شما نشسته بودم که او هم با خنده گفت: آره.. آره و رد شد. بعد از جلسه با من به عنوان آخرین نفر دست داد و گفت که شما چند وقت است که کشور عزیزمان ایران نیامده اید؟ گفتم: هفت سال. بعد سه هفته نامه ای از طرف ایشان به دفتر حافظ منافع کشور عزیزمان ایران در واشنگتن ارسال شده است بود که خطاب به وزیران اطلاعات و وزارت امورخارجه گفته شده است بود که من قصد سفر و دیدار از کشور را دارم و تمهیدات مورد نیاز رو در نظر داشته باشند.

ارتباط شما با آقای احمدی نژاد چطور بود؟

من فکر می کنم بیش از هر کسی به ناطق نزدیک باشم ، حتی زیاد از هاشمی. در کشور هیچ کس به اندازه ناطق من را تحویل نگرفت. ضمنا این را بگویم که تا همین آخرهای دولت، احمدی نژاد به من نزدیک نشد. هیچ وقت هم از من نخواست که به او پلن بدهم. ولی به حرف های من گوش می داد.

احمدی نژاد به دنبال اصلاح رابطه با آمریکا بود؟

کارهایی که احمدی نژاد کرد، هیچ مدیر جمهور دیگری انجام نداد. تابوها را شکست. کسی جر أت نمی کرد کارهایی را که او انجام می داد را انجام دهد و به عنوان نمونه به مدیر جمهور آمریکا نامه بنویسد.

من مطمئنم ایشان می خواست این رابطه اصلاح پیدا کند. تفاوت احمدی نژاد با دیگران در این بود که او به قدرت کشور عزیزمان ایران باور داشت.

آدم راحت ای بود که به قدرت کشور عزیزمان ایران باور داشت و هرچه که به دهانش می آمد می گفت و خیلی دیپلمات و انتلکتوئل عمل نمی کرد. دیپلمات که اصلا نبود و به نظرم سیاسی هم نبود و زیاد اجرایی بود.

خبرانلاین

واژه های کلیدی: ایران | ایرانی | اصلاح طلب | احمدی نژاد | احمدی نژاد | اصلاح طلبان | ریاست جمهوری | هاشمی رفسنجانی | انتخابات ریاست جمهوری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs